واژه جو

احباق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

احباق . [ اِ ] (ع مص ) گردن نهادن به . نرم شدن : احبق القوم . (منتهی الارب ).

معنی احباق | واژه جو