احتصان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) استوار بودن، محکم بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) استوار بودن، محکم بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احتصان . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) استواری : از اجابت حق امتناع نموده و به احتصان قلعه ای که داشت . شیطان باد غرور در دماغ او دمیده . (جهانگشای جوینی ).