احتواء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- گرد کردن، فراگرفتن از هر سوی.<BR>۲- حاوی بودن، دربرداشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- گرد کردن، فراگرفتن از هر سوی. ۲- حاوی بودن، دربرداشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احتواء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) گرد کردن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر). گرد فروگرفتن . (غیاث ). ◄ فراگرفتن از هر سوی . (منتهی الارب ). اشتمال . ◄ فرازآمدن بر. (منتهی الارب ). ◄ جمع کردن . (زوزنی ). ◄ دست یافتن بر چیزی . بر چیزی دست یافتن . (تاج المصادر) (زوزنی ). ◄ احتواء رطوبت بر قلب ؛ علتی است که صاحب آن چنان پندارد که دل او شنا می کند.