احتکاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احتکاک . [ اِ ت ِ ] (ع مص )خویشتن را بچیزی بخاریدن . (زوزنی ). خویشتن درمالیدن بوی . با هم خراشیدن . با هم مالیدن . (غیاث ). ◄ محتاج خاریدن شدن . ◄ با کسی واکوشیدن . (زوزنی ). با کسی کوشیدن . (تاج المصادر). کاویدن با کسی . ◄ احتکاک در صدر؛ خلیدن در دل .