احداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احداد. [ اِ ] (ع مص ) احداد مراءة؛ سوگ داشتن زن بشوهر. (زوزنی ). ◄ بازایستادن زن از زینت . ◄ جامه ٔ سوگ بپوشیدن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر). ◄ احداد نظر؛ تیز نگرستن . (زوزنی ). تیز نگریستن . (تاج المصادر). ◄ تیز کردن کارد و امثال آن بسنگ و سوهان . (منتهی الارب ). تحدید.