احدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احدار. [ اِ ] (ع مص ) اِحدار ثوب ؛ ریشه ٔ جامه اندرون کرده دوختن . (منتهی الارب ). ◄ جامه را دامن کردن . ◄ آماس کردن اندام از زخم چوب . (منتهی الارب ). ◄ آماسانیدن (از بسیار زدن ). آماهانیدن . ◄ برتافتن ریشه ٔ جامه چنانکه در گلیمها کنند. ◄ فرودآوردن . فروفرستادن .