احراد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احراد. [ اِ ] (ع مص ) تنها کردن . ◄ احراد در سیر؛ شتافتن .
احراد. [ اَ ] (ع ص، اِ) ج ِ حرید، بمعنی منفرد و تنهاافتاده ٔ از محله ٔ قوم است، و گفته اند ج ِحِرد بمعنی قطعه ای از سَنام است . (معجم البلدان ).
احراد. [ اَ ] (اِخ ) چاهی است قدیم در مکه و آن را بنوعبدالدار حفر کرده اند. (معجم البلدان ).