احراق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احراق . [ اِ] (ع مص ) سوختن . (زوزنی ). سوزانیدن . (تاج المصادر).بسوزانیدن . نیک سوزانیدن . (منتهی الارب ) : هست سرمایه ٔ احراق جهانی شرری . ◄ سوز آوردن . ◄ حریقه ساختن . (و حریقه طعامی است ) . (منتهی الارب ). ◄ اذیت رسانیدن . (منتهی الارب ). ◄ مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: اِحراق، هو ان تمیز الحرارة الجوهر الرطب عن الجوهر الیابس بتصعید الرطب و ترسیب الیابس . والمُحرِق بکسرالراء عند الاطبّاء دواء یحرق، ای یفنی بحرارته لطیف الاخلاط بتصعیدها و تبخیرها و یبقی رمادیتها، کالفرفیون . کذا فی بحرالجواهر و الموجز. ♦ احراق لاشه ؛ سوختن جسد میّت . ◄ احراق کواکب ؛ احتراق (اصطلاح نجوم ) .