احوال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حال. ۱- حالها، وضعها. ۲- چگونگی مزاج. ۳- کار و بار. ۴- سرگذشت.مترادفها و واژههای مرتبطحالاعمال، حالاتاوضاعواژه قبلی: احنفواژه بعدی: احوال شخصیه