احکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احکی . [ اَ کا ] (ع ن تف ) مُقلّدتر. ♦ امثال : احکی من قرد ؛ مثل میمون که همه چیز را تقلید کند. (مجمعالأمثال میدانی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احکی . [ اَ کا ] (ع ن تف ) مُقلّدتر. ♦ امثال : احکی من قرد ؛ مثل میمون که همه چیز را تقلید کند. (مجمعالأمثال میدانی ).