اختیار داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اختیارداشتن . [ اِ دا ت َ ] (مص مرکب ) مختار بودن . مخیر بودن . آزاد بودن در انجام دادن عملی . مقابل اضطرار و اجبار. ◄ دسترسی داشتن : باری خیال یار ز پیش نظر مشو چون بر وصال یار نداریم اختیار. (منسوب به حافظ). ◄ برگزیدن . انتخاب کردن : بیعت کردم بسید خود... بیعت فرمانبرداری و پیرو بودن و راضی بودن و اختیار داشتن . (تاریخ بیهقی ). پیوسته مرا در همه فضیلت رایت ز همه اختیار دارد. مسعودسعد.