اخراط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخراط. [ اِ ] (ع مص ) اخراط خریطه ؛ خریطه را بدوال بستن . خریطه دوختن . دوال خریطه درهم افکندن . (تاج المصادر). ◄ اِخراطِ شاة؛ خَرط گوسفند. چشم زخم رسیدن به پستان گوسفند. ◄ منجمد و یا زردآب بیرون آمدن شیر بجهت نشستن گوسفند بر زمین نمناک .