اخراف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخراف . [ اِ] (ع مص ) خرف و فرتوت گردانیدن . ◄ بهنگام چیدن میوه رسیدن . ◄ اجازت دادن چیدن میوه . ◄ بره زادن گوسفند در خریف . در خریف زادن گوسفند و جز آن . (تاج المصادر بیهقی ). در پائیز زائیدن . ◄ بچه زادن ناقه در همان وقت که آبستن شده بود. ◄ در خریف درآمدن . در خریف شدن . (تاج المصادر بیهقی ). در پائیز رفتن . ◄ بسیار دراز شدن (گیاه ). ◄ اجازت .