ادالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادالة. [ اِ ل َ ] (ع مص ) دولت دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (مؤید الفضلاء). غنیمت دادن . ◄ چیره کردن . چیره گردانیدن . غالب گردانیدن : ادالنا اﷲ من عدوّنا؛ چیره گرداناد خدای ما را بر دشمن . ◄ نصرت دادن . (مؤید الفضلاء) (آنندراج ). یاری دادن . یاری کردن : فکان ذلک مما دعا الناس الی ان نعوا علیهم افعالهم [ افعال بنی مروان ] و ادالوا بالدعوة العباسیة منهم . (مقدمه ٔ ابن خلدون ). ◄ تغییر دادن .