اذنة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اذنة. [ اُ ذَ ن َ ] (ع ص ) آنکه هرچه شنود تصدیق کند. آنکه همه را راستگوی پندارد. آنکه بقول هر کس باور کند. خوش باور.
اذنة. [ اَ ذَ ن َ ] (اِخ ) شهری و نیز ناحیتی که این شهر مرکز آنست بجنوب شرقی آسیةالصغری که آنرا ترکان آطنه و اَدَنه گویند. و آن و مجموع آن ولایت در دولت عثمانی دارای چهار لواء بود: اذنة و القوزان و ایج ایل و بیاس و قضاهای آن ١٦ و مساحت وی ٣٦٩٩٧ هزار گز مربع است . رجوع به ضمیمه ٔ معجم البلدان و قاموس الاعلام ترکی شود. و آنرا ادنه نیز یاد کرده اند. (مجمل التواریخ والقصص ص ٤٨٠). ◄ شهریست [ بشام ] بابازار خرم بر لب رود سیحون نهاده . (حدود العالم ).
اذنة. [ اَ ذَ / ذِ ن َ ] (اِخ ) بقول سکونی کوهی است برابر توزکه آنرا غمر شرقی توز گویند و چون از آن بگذرند بکوهی در مشرق آن رسند که آنرا هم اَذَنة نامند و سپس آن کوهی است که حبشی نام دارد. (معجم البلدان ). ◄ نصر گوید آذنة خیالی است از اخیله ٔ حمی فید، که بین آن و فید قریب ٢٠ میل مسافت است و در شعر آنرا جمع بسته و آذنات گفته اند. (معجم البلدان ). مجموعه ٔ کوههای موسوم به اَذَنات . ◄ نیز شهریست از ثغور قرب مصیصه و مشهور است و از آنجا گروهی ازاهل علم برخاسته اند. (معجم البلدان ). ◄ نام شهری نزدیک طرسوس . ◄ نام کوهی نزدیک مکه . ◄ وادی اَذَنة؛ وادی سیل عرم است .