اذین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اذین . [ اَ ] (ع اِ) گوش . ◄ (مص، اِ مص ) دانست . (منتهی الارب ). ◄ دستوری . اجازت و دستوری دادن . ◄ آگاهی . ◄ (اِ) اذان . بانگ نماز. (مهذب الاسماء). ◄ (ص ) مؤذن . اذان گوینده . ◄ ضامِن و قبول کننده ٔ کاری بر خود. ◄ جائی که بانگ نماز از هرجهت در آنجا شنوده شود.
اذین . [ اَ ] (اِخ ) نامی از نامهای مردان عرب از جمله نام جدّ پدر محمدبن احمدبن جعفر.