واژه‌جو

ارآب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارآب . [ اَرْ ] (ع اِ) ج ِ اِرب، بمعنی زیرکی و مکر و زشتی و شر و بدی و عقل و دین و شرم زن و حاجت و عضو: السجود علی سبعة ارآب ؛ یعنی سجده بر هفت عضو است : پیشانی و دو دست و دو قدم و دو زانو، یعنی مساجد سبعه .

ارآب . [ اِرْ ] (ع مص ) ارآب صدع ؛ پیوند کردن شکاف را. (منتهی الارب ).

معنی ارآب | واژه‌جو