ارساف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارساف . [ اِ ] (ع مص ) راندن با قید. (منتهی الأرب ). با بند راندن اشتر. (تاج المصادر بیهقی ). شتر را بندنهاده رها کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارساف . [ اِ ] (ع مص ) راندن با قید. (منتهی الأرب ). با بند راندن اشتر. (تاج المصادر بیهقی ). شتر را بندنهاده رها کردن .