واژه جو

ارقاع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارقاع . [ اِ ] (ع مص ) حماقت آوردن . (منتهی الأرب ). احمقی نمودن . ◄ اِرقاع ثوب ؛ درپی خواه شدن جامه . (منتهی الأرب ). محتاج وصله و رقعه گشتن لباس .

معنی ارقاع | واژه جو