اریق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اریق . [ اِ ] (اِخ ) رجوع به اریک شود.
اریق . [ اُ رَ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ).
اریق . [ اُ رَ ] (ع ص مصغر) مصغرِ اَوْرَق . اشتُرک خاکسترگون . وُرَیق : جأنا باُم ّالرﱡبیق علی اریق ؛ آورد بما بلای عظیم بر اریق (از قول شخصی که غولی را بر شتر اورق دید). (منتهی الارب ).