ازرقاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازرقاق . [ اِ رِ ] (ع مص ) ازریقاق . کبود شدن چشم . (منتهی الارب ). کبودچشم شدن . گربه چشم شدن . (زوزنی ). ◄ روشن گردیدن پیکان و سنان . ◄ برگردیدن چشم و ظاهر شدن سپیدی او. (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازرقاق . [ اِ رِ ] (ع مص ) ازریقاق . کبود شدن چشم . (منتهی الارب ). کبودچشم شدن . گربه چشم شدن . (زوزنی ). ◄ روشن گردیدن پیکان و سنان . ◄ برگردیدن چشم و ظاهر شدن سپیدی او. (منتهی الارب ).