واژه جو

ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۲۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا از برم آن یار پسندیده برفت خونم ز دو چشم و خوابم از دیده برفت ای دیده، بریز خون دل، کان دیده بگذاشت مرا در غم و نادیده برفت

معنی ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۲۳ | واژه جو