واژه جو

ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۲۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای گشته پراکنده سپاه و حشمت گرینده ندیمان و غریوان خدمت بر کوس و سپاه تو ز تیمار غمت خون می‌بارد ز دیده شیر علمت

معنی ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۲۴ | واژه جو