ازیغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازیغ. [ اَ ] (اِ) نفرت و کینه . (غیاث از لطائف و رشیدی ). دل سردی : از دروغ توست جانم در ازیغ از جفای توست ریشم پرستیم . ناصرخسرو. و صحیح آن اریغ و آریغ است . و رجوع به آزیغ شود.
ازیغ. [ اُ زَ ] (ع اِ) از اعلام عرب است .