اسامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسامة. [ اِ م َ ] (ع مص ) گران کردن بها را. ◄ پرسیدن بهای چیزی را. سؤال کردن بها را از کسی . (منتهی الارب ). ◄ چرانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ گو بر سر چاه کردن . ◄ نظر انداختن بر کسی . (منتهی الارب ).
اسامة. [اُ م َ ] (اِخ ) هُذَلی . رجوع به اسامةبن عمیر شود.
اسامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) شقری . رجوع به اسامةبن اخدری شود.