استجابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استجابة. [ اِ ت ِ ب َ ] (ع مص ) استجابت . پاسخ کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). جواب گفتن . (غیاث اللغات ) (منتهی الارب ). جواب دادن : استجاب له . ◄ پاسخ خواستن . ◄ پذیرفتن . قبول کردن .(غیاث اللغات ) (منتهی الارب ). برآوردن . روا کردن . روائی . درگیر شدن . گیرا گردیدن (چنانکه دعا). اجابت . ♦ استجابت دعا ؛ اجابت کردن دعا. برآوردن خواهش . روا شدن دعا. ♦ استجابت کردن ؛ روا کردن . اسعاف . برآوردن . اجابت کردن .