استجاده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استجاده . [ اِ ت ِ دَ ] (ع مص ) نیکو یافتن چیزی را. (منتهی الارب ). نیک شمردن . (زوزنی ).نیک نیک شمردن . (تاج المصادر بیهقی ). نیک آمدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). جید و نیک شمردن . نیکو یافتن، و نیکو دیدن، و نیکو شمردن چیزی را. استجزال . ♦ استجاده ٔ رائی ؛ پسندیدن آن . متین دیدن آن . ◄ جید خواستن از کسی . ◄ جود خواستن از کسی . ◄ اسب نیکورو خواستن . (منتهی الارب ).