استحفاظ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استحفاظ. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بیاد داشتن خواستن چیزی را. یادداشت خواستن . (منتهی الارب ). ◄ یاد گرفتن چیزی را.(از منتهی الارب ). حفظ کردن . یاد گرفتن خواستن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). طلب حفظ کردن . ◄ نگاهداری خواستن . نگاهبانی کردن . نگاهداری کردن .