استخوان خرد کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. خُ. کَ دَ) (مص ل.) با زحمت زیاد صاحب تجربه شدن.واژه قبلی: استخوان ترکاندنواژه بعدی: استخوان دار