استخوان دار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص.) کنایه از: آدم اصیل و خانواده دار.واژه قبلی: استخوان خرد کردنواژه بعدی: استخوان کاری