استرباع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استرباع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) استرباع رمل ؛ توبرتو نشستن ریگ . ◄ استرباع غبار؛ بلند شدن گرد. برخاستن گرد. ◄ استرباع بعیر در سیر؛ قوی گردیدن آن در سیر. (از منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استرباع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) استرباع رمل ؛ توبرتو نشستن ریگ . ◄ استرباع غبار؛ بلند شدن گرد. برخاستن گرد. ◄ استرباع بعیر در سیر؛ قوی گردیدن آن در سیر. (از منتهی الارب ).