واژه جو

استرمام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استرمام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) عمارت خواستن از کسی . (منتهی الارب ). عمارت خواستن بنا. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). تیمار و مرمت کردن خواستن عمارت . ◄ استرمام حائط؛ مرمت خواه شدن آن . (منتهی الارب ).

معنی استرمام | واژه جو