واژه جو

استرماک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استرماک . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) استرماک قوم ؛ باعیب شدن شان در حَسَب های خویش . (منتهی الارب ).

معنی استرماک | واژه جو