واژه جو

استلاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استلاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سلب . (زوزنی ). ربودن : استلبه ؛ ربود آنرا. (منتهی الارب ). شبانه در موضعی که نزول کرد، کردان طمع در استلاب لباس او کردند. (جهانگشای جوینی ).

معنی استلاب | واژه جو