واژه جو

استلات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استلات . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) آب کاسه را به انگشت پاک کردن . (منتهی الارب ): بزرگان دولت بمجلس حاضر آمدند و ندیمان نیز بنشستند و دست بکار کردند و خوردنی علی طریق الاستلات میخوردند. (تاریخ بیهقی ص ٥١١).

معنی استلات | واژه جو