واژه جو

استلامة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استلامة. [ اِ ت ِ م َ ] (ع مص ) مرتکب کاری قابل نکوهش شدن : استلام الیهم ؛ کاری کرد با ایشان که بدان ملامت کنند وی را.

معنی استلامة | واژه جو