واژه جو

استیقاظ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استیقاظ. [ اِ ] (ع مص ) بیدار بودن . بیداری . ◄ بیدار شدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ هشیار بودن . ◄ بانگ کردن پای برنجن و جز آن از پیرایه .

معنی استیقاظ | واژه جو