واژه جو

استیقاع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استیقاع . [ اِ ] (ع مص ) چشم داشتن بوقوع چیزی . (منتهی الارب ). انتظار. (زوزنی ). چشم داشت چیزی را. ◄ ترسیدن . (منتهی الارب ). ◄ هنگام تیز کردن رسیدن شمشیر را. (منتهی الارب ).

معنی استیقاع | واژه جو