اسفجین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسفجین . [ اِ ف َ ] (اِخ ) قریه ای بهمدان از روستای ونجر، و بدانجا مناره ای است ذات الحوافر که خبر آن در حرف حاء بیاید. (معجم البلدان ).
اسفجین . [ اِ ف َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان، ٢٠٠٠ گزی باختر زنجان، ٣٠٠٠ گزی راه زنجان - تبریز. دامنه، معتدل، سکنه ٥٢٨ تن . آب آن از چشمه، قنات . محصولات آن غلات، انگور، پنبه، مختصر برنج . شغل اهالی زراعت، مکاری و چوبداری . راه آن مالرو و در غیر بارندگی اتومبیل رو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢ ص ١٣).