واژه جو

اشداخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشداخ . [ اَ ] (اِخ ) وادیی است به عقیق مدینه . (منتهی الارب ). محلی است به عقیق مدینه .(مراصد الاطلاع ). و یاقوت آرد: ابووجزة. سعدی گوید: تأبد القاع من ذی العش فالبیدُ فتغلمان فاشداخ فعبود. (معجم البلدان ).

معنی اشداخ | واژه جو