واژه جو

اشداد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشداد. [ اِ ] (ع مص ) صاحب ستور سخت شدن . (منتهی الارب ). در اقرب الموارد چنین است : اَشَدَّ؛ کان معه دابّة شدیدَة. ◄ قوت دادن کسی را. (منتهی الارب ). ◄ اَشَدَّ فلان ؛ بلغ الاشدّ فی عقل او سن ّ. (اقرب الموارد).

معنی اشداد | واژه جو