اشفاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشفاف . [ اِ ] (ع مص ) بعض را بر بعض گزیدن . (منتهی الارب ). اشفاف بعض اولاد بر بعض ؛ برتری دادن وی را. (از اقرب الموارد). ◄ اشفاف بر کسی ؛ فضل و برتری یافتن بر وی . (از اقرب الموارد). ◄ فزونی نهادن و کم کردن و زیاده کردن . از لغات اضداد است . (منتهی الارب ). اشفاف درهم ؛ فزودن یا کاستن آن . (از اقرب الموارد). ◄ اشفاف دهان ؛ بدبوئی آن . (از اقرب الموارد).