اشفاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشفاق . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ شَفَق، بمعنی ناحیه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به شفق شود.
اشفاق . [ اِ ] (ع مص ) کم کردن . (منتهی الارب ). اشفاق چیزی ؛ کم کردن آن . (از اقرب الموارد). ◄ ترسیدن و یعدی بمِن ْ و حکی ابن درید و ابن فارس شَفَق َ و اشفق بمعنی و انکره اهل اللغة. (منتهی الارب ). اشفاق از کسی و بر کسی ؛ ترسیدن و بیم داشتن . ◄ مهربانی کردن . و یعدی بعَلی ̍. (منتهی الارب ). اشفاق ناصح بر کسی ؛ مهربانی کردن به وی و صفت آن مشفق است . (از اقرب الموارد). ◄ حرص ورزیدن . ◄ اشفاق بر کودک ؛ مهر و تلطف کردن به وی و اسم آن شَفَقَة است . (از اقرب الموارد).