واژه جو

اشپوخته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشپوخته . [ اِ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) پاشیده . فشانده . ◄ بهم درآمیخته بود. (لغت نامه ٔ حافظ اوبهی ).

معنی اشپوخته | واژه جو