واژه جو

اصانلو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصانلو.[ اُ ] (اِخ ) از ایلات اطراف تهران . (جغرافیای سیاسی کیهان ص ١١١). از ایلات اطراف تهران، ساوه، زرند و قزوین و مرکب از ١٢٠٠ خانوار است . ییلاقشان کوههای شمالی البرز و قشلاقشان خوار میباشد و چادرنشین هستند.

معنی اصانلو | واژه جو