واژه جو

اصرار ورزیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصرار ورزیدن . [ اِ وَ دَ ] (مص مرکب ) سماجت کردن . ابرام ورزیدن . مُصِر بودن . اصرار کردن . پافشاری کردن . تأکید کردن . و رجوع به اصرار کردن شود.

معنی اصرار ورزیدن | واژه جو