اعامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعامة. [ اِ م َ ] (ع مص ) بی شیر گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اعامه ٔ خدا کسی را؛ بی شیر فروگذاشتن وی را. (از اقرب الموارد)(از متن اللغة). ◄ بی شیر شدن . یقال : اعامه اﷲ؛ ای ترکه بغیر لبن فاعام هو. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (متن اللغة). بی شیر بگذاشتن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ کم شیر گردیدن قوم . (منتهی الارب ). کم شیر شدن قوم . (ناظم الاطباء).اعامه ٔ قوم ؛ کم شدن شیر آنان . (از اقرب الموارد). ◄ اعامه ٔ قوم ؛ هلاک شدن شتران آنان و در نتیجه بدست نیاوردن شیر. (از متن اللغة) . ◄ اعامه ٔ خانه ؛ گذشتن سالهابر آن . (از متن اللغة) .