اعجاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعجاج . [ اِ ] (ع مص ) نیک وزیدن باد و گرد گرفتن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سخت برآمدن باد و غبار پراکندن آن . (از اقرب الموارد). بمعنای عَج ّ و عَجیج است در تمام معانی . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ خانه پردود کردن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ فنون سواری را نیکو دانستن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).