اعجاب کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعجاب کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تکبر کردن . فضیلت نهادن خود را : آن که صد فضل فزون دارد هرگز بیکی خویشتن را نستوده ست و نکرده ست اعجاب . فرخی . رجوع به اعجاب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعجاب کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تکبر کردن . فضیلت نهادن خود را : آن که صد فضل فزون دارد هرگز بیکی خویشتن را نستوده ست و نکرده ست اعجاب . فرخی . رجوع به اعجاب شود.