اعجال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعجال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ عَجَلَة، بمعنی گردون که بر آن بار کشند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ شتابیها. ◄ گوساله ها. ◄ (ص، اِ) شتابی کنندگان . (غیاث اللغات ).
اعجال . [ اِ ](ع مص ) پیشی گرفتن و درگذشتن از کسی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سبقت گرفتن بر کسی . (از اقرب الموارد). ◄ انداختن ناقه بچه ٔ ناتمام را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ناتمام انداختن ناقه بچه ٔ خود را. (از اقرب الموارد). ◄ وام را بی مهلت گرفتن . ◄ برانگیختن کسی بر سرعت و شتاب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). برانگیختن کسی را. (از اقرب الموارد). و منه الحدیث : «لعلنا اعجلناک ؛ ای عن فراغ حاجتک ». (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بشتابانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). دستپاچه کردن . شتابانیدن . جلدی کردن . ◄ چیزی را با شتاب خوردن . (از اقرب الموارد). ◄ بابچه شدن گاو. (تاج المصادر بیهقی ).